تبليغاتX
همه چیز از بی همه چیز

اعتـــــــرافــــــــات مــــــــن !!ـ


من اعتراف می کنم اینجا جهنم است
اوباش راوسیله ء قدرت فراهم است
دزدان دهر قاضی شرعند و بی حفاظ
دین درپی شکنجهء ابنای آدم است
من اعترف می کنم اینجا به نام حق
باطل امام اعظم ، و قاتل ِمعظم است
من اعتراف می کنم اینجا فقیه رذل
هل من مزید گوی ، جگرخوار عالم است
من اعتراف می کنم این میهن من است
ایران که اینچنین به عزا و به ماتم است.ـ

2

من اعتراف می کنم این شهر، سوخته ست
اینجا نظام شرّ به بشر کینه توخته ست
حق در لباس باطل و باطل به جلد حق
دین خدا و خلق خدا را فروخته ست
من اعتراف می کنم ، امروز چشم رحم
بسته ست بر خدا و بر ابلیس دوخته ست

3

من اعتراف می کنم اینجا خدا یکی ست
رهبر یکی امام یکی مقتدا یکی ست
ایمان یکی ، صراط یکی ، دین حق یکی
گوینده نعم یکی و حکم لا یکی ست
سلطان یکی فقیه یکی محتسب یکی
داور یکی نشسته به امر قضا یکی ست
کیفر یکی گناه یکی متهم یکی
قانون و عدل و قاضی و حکم ِ جزا یکی ست
من اعتراف می کنم اینجا به نام دین
بیداد را به کام عداوت صدا یکی ست
پوتین یکی شکنجه یکی جان ستان یکی
فرمانگزار ظلم به زیر عبا یکی ست
زین« وحدت وجود » بشر زیر پای شر
منکوب و خوارگشته ، خدا را ، خدا یکی ست؟
من اعتراف می کنم ، این درد کهنه را
ویروس واحدی ست که اورا دوا یکی ست!ـ
تا جهل ریشه دارد و دین ، دام قدرت است
ما را به خاک میهن ما ماجرا یکی ست!ـ

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 11:13  توسط ناظر  | 

 و البته این عکس هارو هم فراموش نکنید :

عکس های روز نکبت

سرتونو بالا بگیرین ببینید سلطنت تونو رو چی بنا گذاشتید .

مرگ بر خائنین

مرگ بر وطن فروش

مرگ و ننگ

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 16:10  توسط ناظر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:25  توسط ناظر  | 

دستگیری در 18 تیر، شهادت در 25 تیر بر اثر جراحت‌های وارد شده در زندان

 

 پیکر شهید محمد کامرانی که پنجشنبه گذشته بر اثر جراحت‌های وارد شده در زندان اوین، در بیمارستان مهر تهران از دنیا رفت، صبح امروز (شنبه) در بهشت زهرا تشییع و به خاک سپرده شد.

محمد کامرانی که تنها 18 سال داشت و جمعه گذشته قرار بود در کنکور پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کند، روز هجدهم تیر در حوالی میدان ولیعصر تهران دستگیر و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بود.

این شهید چند روز پس از بازداشت، به همراه گروه دیگری از بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شد. خانواده‌ی این شهید وقتی از محل نگهداری او خبردار شدند که یک مامور زندان اوین در جمع خانواده‌ی بازداشت‌شدگان فهرستی از اسامی افراد بازداشت شده راخواند و از انتقال آنها از کمپ کهریزک به زندان اوین خبر داد.

پیگیری خانواده‌ی او به اینجا رسید که مطلع شدند دستور آزادی وی نیز صادر شده و به همین منظور صبح روز چهارشنبه 24 تیر ماه به زندان اوین مراجعه کردند، اما در آنجا به آنها گفته شد که فرزند شما مجروح بوده و به بیمارستان منتقل شده است.

وقتی این خانواده به بیمارستان لقمان رفتند، با پیکر نیمه جان محمد کامرانی روبه‌رو شدند که همچنان تحت کنترل ماموران بود. آنها با هماهنگی مسئولان بیمارستان و باز تحت کنترل شدید ماموران، فرزند خود را به بیمارستان مهر منتقل کردند، اما تلاش‌های کادر پزشکی در نهایت بی‌نتیجه ماند و محمد کامرانی 18 ساله نیز به ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی و دیگر شهیدان پیوست.

پیکر شهید محمد کامرانی صبح روز شنبه 27 تیر در میان حزن و اندوه دوستان و خانواده داغدارش تشییع و در قطعه 221 بهشت زهرا به خاگ سپرده شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:4  توسط ناظر  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 8:29  توسط ناظر  | 

راهپیمایی با حضور موسوی و خاتمی، جمعه این هفته

حامیان میرحسین موسوی و معترضان به نتایج انتخابات و درگیری‌های پس از آن، در گروههای اینترنتی و کلوپ‌های فضای مجازی اعلام کرده‌اند که جمعه این هفته پس از شرکت در نماز جمعه که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار خواهد شد، برای اعلام حضور و تداوم اعتراض، راه‌پیمایی شرکت خواهند کرد.

 

این خبر در رسانه‌های مجازی از جمله صفحه میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در فیس‌بوک و نیز برخی وبلاگ‌های فعال طرفدار موسوی منتشر شده است.

سایت رسمی هاشمی رفسنجانی نیز حضور وی را در نمازجمعه تهران در روز  26 تیر ماه تایید کرده است.

وبلاگ «موج آزادی» در این باره نوشته است: از آنجایی که کلیه رسانه‌های خبری منتسب به جریان اصلاح‌طلب هک یا فیلتر شده‌اند، این وبلاگ از معدود رسانه‌هایی است که هنوز در ایران فیلتر نشده است و امکان اطلاع‌رسانی به هم‌وطنان را دارد. با انتشار این خبر به گسترده تر شدن این موج سبز کمک کنید. رسانه شمایید!

وبلاگ «دارم مرور می‌کنم» نیز نوشته است: حضور در نمازی که امامت‌اش را قرار است کسی که خود جناح حاکم او را مخالف بزرگ احمدی نژاد و حامی اصلی میرحسین اعلام می‌کند می تواند بسیار معنادار باشد! این حضور هم پیام روشنی برای حاکمیت دارد و هم پیام روشنی برای خود هاشمی و دیگر اصلاح‌طلبان و حتی برای اصولگرایان منتقد. جناح اقتدارگرا مجهز به اسلحه و نیروی نظامی و پول نفت و تشکیلات عریض و طویل اقتصادی است و تنها قدرتی که می‌تواند به جناح مقابل، قدرت عرض اندام بدهد حمایت مردمی است. البته قویا معتقدم که نباید رهبران اصلاح‌طلب حتی خود میرحسین را برای موضع گیری‌های تند تحت فشار بگذاریم؛ چون تند شدن آن ها هیچ نفعی برای ما ندارد اما باید نشان بدهیم که از آن‌ها به شرط حمایت از حقوق مردم حمایت خواهیم کرد. این حمایت به آن ها در جدال با  نظامیان مسلح، قدرت می‌بخشد؛ و بدون این حمایت دست آن‌ها خالی خواهد بود.

وبلاگ «MR ghezavat» نیز نوشته است: روز جمعه فرصتی طلاییست برای نمایش قدرت جنبش سبز و مجاز ترین تجمع که خیلی حرفا برای گفتن خواهد داشت. جمعه فرصتی برای فریاد مردم آزادی خواه ایران خواهد بود. ما ها با پای خودمون و از همه جای ایران جمعه در نمازی که امامتش با هاشمی رفسنجانی هست حضور خواهیم داشت و تمام خیابونهای تهران رو مملو از جمعیت خواهیم کرد. و با گفته شدن تکبیر ، فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر دروغگو و بعد الله اکبر سر خواهیم داد. جمعه هیچ کس گاز اشک آور یا باتون نمیخوره . جمعه کسی بازداشت نمیشه. و حضور شخص هاشمی در نماز جمعه بهانه ای برای شهرستانی های معترض هست که به جمعیت تهرانی ها ملحق بشن . از شهر من تا تهران حدود ده ساعت راه هست ولی برای حمایت از جنبش این مسیر رو خواهم پیمود تا سهمی از جنبش داشته باشم و نشون بدم این نیرو سرکوب شدنی نیست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:45  توسط ناظر  | 

قاتلین مردم بی گناه نباید فکر کنند که از خشم ما در امانند . دوستان وظیفه است که این چهرهها را ادست به دست به یکدیگر منتقل کرده و در راستای رسوا کردن قاتلان هموطنانمان همت کنیم .

به این چهره ها هر روز نگاه کنید و به خاطر بسپارید حتما روزی آنها را خواهیم دید . ما بی شماریم و اینان هیچ . به یاد شهدای سبز ایران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:42  توسط ناظر  | 

نامه خانم زينب حجاريان:

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏محضر مبارک مرجع عاليقدر آيت الله العظمی منتظری
‏ ‏با سلام و عرض تبريک به مناسبت ايام ولادت امام علی (عليه السلام )،‏ ‏مولای متقيان ، پيشوای عدالت طلبان و آزادی خواهان و امام مظلومان و‏ ‏ستمديدگان .
‏ ‏اين روزها دستهای استغاثه و التجاء به درگاه پروردگار عالم گشوده شده‏ ‏است و خلقی پريشان از نامهربانی ها شکوه به درگاه معبود می‎برند، که "و‏ ‏الی الله المشتکی ". من نيز در هر نماز و دعايی پيکر بيمار و رنجور پدرم دکتر‏ ‏سعيد حجاريان را به ياد می‎آورم که پس از سوء قصد ده سال قبل همين‏ ‏سلامتی نسبی خود را مديون دعای ملت شريف ايران است ، و گويا می‎بينم‏ ‏که در سلول انفرادی به نماز نشسته است ، او را که به واسطه اصابت گلوله ‏ ‏اشقيا به مخچه و نخاعش يارای ايستاده نماز خواندن نيست ، و می‎دانم که‏ ‏لکنتی غريب گريبانش را می‎گيرد آنگاه که می‎کوشد حروف را به درستی‏ ‏ادا کند. انگشت های بی حس او توانايی برداشتن قرص هايش را ندارد،‏ ‏نمی دانم آيا کسی هست که داروها و قرص های رنگارنگ او را به موقع‏ ‏بدهد؟ او برای نوشيدن جرعه ای آب به کمک نياز داشت ، نمی دانم آيا‏ ‏می‎تواند پس از ساعتها بازجويی آبی بنوشد و گلويی تازه کند؟ مردم او را‏ ‏به نام سعيد می‎شناسند ولی مادرش او را عباس صدا می‎زند، بی اختيار به‏ ‏ياد جانباز کربلا، باب الحوائج حضرت ابوالفضل العباس می‎افتم .
‏ ‏رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
‏ ‏گويا ولی شناسان رفتند از اين ولايت

‏ ‏بيش از دو هفته است که پدرم را بدون هيچ اتهامی بازداشت کرده اند.‏ ‏اصلا مگر اين بدن مجروح و ناتوان می‎تواند جرمی مرتکب شود؟ همه‏ ‏می‎دانند که پدرم سالهاست در حاشيه دنيای سياست قرار گرفته و برای‏ ‏سياستمداران تنها نمادی معنوی به شمار می‎رود. پس چگونه می‎تواند‏ ‏تأثيری در تحولات داشته باشد تا جرمی از آن پديد آيد؟ انگار از اين بدن‏ ‏رنجور هم نمی گذرند. تاکنون نه اتهام ايشان به وی تفهيم شده و نه از داشتن‏ ‏حق قانونی وکيل برخوردار است .
‏ ‏آن گونه که پزشک متخصص ايشان در بيانيه رسمی اعلام نموده اند جان‏ ‏سعيد حجاريان در خطر است و ايشان نياز به مراقبت های فوری پزشکی‏ ‏داشته و بدون پرستاری خانواده در انجام امور شخصی و روزمره که لازمه ‏ ‏فرائض دينی است با مشکلات جدی مواجه است ، و اينها همه در حالی است‏ ‏که ضارب پدرم آزادانه به ارعاب مردم مشغول است . ظاهرا مضروب‏ ‏بايد به جای ضارب مجازات شود.
‏ ‏اين روزها جز گريستن به درگاه خدا سلاحی ندارم . امروز زينب دختر‏ ‏سعيد حجاريان فرياد تظلم و دادخواهی به بيت شما مراجع عظام آورده‏ ‏است که به خاطر خدا هر تلاشی در توان داريد به کار گيريد تا همه مظلومان‏ ‏در بند از جمله پدرم به آغوش خانواده بازگردند، که مراجع در سنتی هزار و‏ ‏چند صد ساله همواره ملجاء مردم بی پناه بوده اند.
‏ ‏اللهم انا نشکوا اليک فقد نبينا و غيبة ولينا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان‏ ‏علينا.

‏زينب حجاريان کاشانی
‏ ‏‏۱۳۸۸/۴/۱۲‏

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

‏پاسخ آيت الله العظمی منتظری:

‏بسمه تعالی ‏
‏با سلام و تحيت
‏ ‏دخترم ; نامه پر رنج و سوزانت را خواندم و از غم و اندوه مظلومان بيش از پيش‏ ‏برآشفتم . به راستی هيچ روزگاری تلخ تر و اندوهناک تر از روزگار سيطره ظالمان‏ ‏متظاهر به دين بر مظلومان ديندار، و تسلط قانون گويان قانون گريز و قانون سای بر‏ ‏قانون گرايان قانون خواه نيست ; که با بی اخلاقی تمام ، زهر هلاهل ستم و‏ ‏بی قانونی را با ظرف بلورين و پاک دين ، عدالت و قانون در کام تشنه مظلوم و‏ ‏حق خواه ريخته و چنين می‎نمايند که جز تحقق دين ، عدل و قانون را‏ ‏نمی خواهند.

‏ ‏دخترم ; در تاريخ ، اين قبيل نامردمان بسيار بوده اند. فرعون گفت : "بگذاريد موسی‏ ‏را بکشم و پروردگارش را بخواند، چون من می‎ترسم که دين شما را دگرگون کند‏ ‏و يا در زمين فساد و تباهی را آشکار نمايد." (و قال فرعون ذرونی أقتل موسی‏ ‏وليدع ربه انی أخاف أن يبدل دينکم أو أن يظهر فی الارض الفساد) (مومن / ۲۶)‏ ‏و هم اينان سيدالشهداء(ع ) و اصحاب او را به نام حاکميت دين و اتهام خروج بر‏ ‏حاکميت دينی با رقت بارترين حال به شهادت رسانده و خاندانش را با همين مکر‏ ‏به اسارت کشيدند. (و لا يحيق المکر السيی الا باهله ) (فاطر/ ۴۳).
‏ ‏عجبا! که اينان نه از سرگذشت گذشتگان عبرت می‎آموزند و نه از پند ناصحان‏ ‏بهره می‎برند.

اينجانب در سالهای متمادی بارها و بارها به اشکال مختلف بر‏ ‏خطری که اينک بيش از گذشته در حال وقوع است هشدار داده ام ولی :
‏ ‏هزار حيله برانگيخت حافظ از سر مهر
‏ ‏بدان هوس که شود آن حريف رام و نشد

‏ ‏هنوز هم از سر مهر خطاب به متصديان امر اين آيات شريفه قرآن کريم را تلاوت‏ ‏می‎کنم : (و قال رجل مومن من آل فرعون يکتم ايمانه أتقتلون رجلا أن يقول ربی‏ ‏الله و قد جائکم بالبينات من ربکم و ان يک کاذبا فعليه کذبه و ان يک صادقا‏ ‏يصبکم بعض الذی يعدکم ان الله لا يهدی من هو مسرف کذاب . يا قوم لکم‏ ‏المل اليوم ظاهرين فی الارض فمن ينصرنا من بأس الله أن جأنا قال فرعون ما‏ ‏أريکم الا ما أری و ما أهديکم الا سبيل الرشاد. و قال الذی امن يا قوم انی اءخاف‏ ‏عليکم مثل يوم الاحزاب . مثل دأب قوم نوح و عاد و ثمود والذين من بعدهم و ما‏ ‏الله يريد ظلما للعباد. و يا قوم انی أخاف عليکم يوم التناد. يوم تولون مدبرين ما‏ ‏لکم من الله من عاصم و من يضلل الله فما له من هاد) (مومن / ۲۸ - ۳۳).
‏ ‏و از آنان می‎خواهم پيش از اينکه دير شود و با مردم بيش از اين فاصله بگيرند و‏ ‏دچار عاقبت سنت الهی استدراج و آثار وضعی گفته ها و کرده های خويش شوند،‏ ‏به راه مستقيم بازگردند و بيش از اين با آبروی اسلام و تشيع بازی نکنند و حقوق‏ ‏اقشار معترض را تضييع ننمايند و با عدل و ملاطفت ماندگار شوند.

‏ ‏دخترم ; پدرت و ساير زندانيان سياسی که اين روزها به بند کشيده شده و برای‏ ‏گرفتن اعترافات دروغ و خلاف واقع زير شکنجه و فشار قرار گرفته اند چشم و‏ ‏چراغ ملت رشيد ما می‎باشند و شما خانواده های عزيز آنان با صبر و بردباری و‏ ‏تدبير علاوه بر اين که نزد خدای متعال اجر و پاداش بی حساب صابران را داريد،‏ ‏می‎توانيد مظلوميت آنان را به دنيا ثابت نماييد; (انما يوفی الصابرون اجرهم بغير‏ ‏حساب ) (زمر/۱۰).

‏ ‏اميدوارم هرچه زودتر مسئولين کشور در سياست خشونت بار خود تجديدنظر‏ ‏نموده و برای جلب رضايت عامه و بخصوص اقشار وسيعی که در آراء آنان‏ ‏تقلب شده متنبه شده و خطاهای گذشته را جبران نمايند. ان اريد الا الاصلاح و ما‏ ‏توفيقی الا بالله .
‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .

‏۱۸ تير ماه ۱۳۸۸‏
‏حسينعلی منتظری

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 15:48  توسط ناظر  | 

بايد تمام مدرسه را با خبر کنيم

تا با هم از کلاس سياست حذر کنيم

خود کار هاي آبي خود را از اين به بعد

بايد براي ضربه آخر تبر کنيم

هر چه مداد سبز و سپيد است و سرخ رنگ

در درس رسم پرچم مان تيز تر کنيم

اين زنگ هاي تلخ سياهي موقتي است

آماده اي رفيق که شب را سحر کنيم ؟

آزادي من و تو به دست کلاس ماست

برخيز تا براي رهايي خطر کنيم

تا فتح آفتاب کماکان مقاومت

تا آسمان مدرسه را پر شرر کنيم .

ديروز روي تخته سياه کلاسمان آقا نوشت :

ما همه بايد خطر کنيم

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 8:30  توسط ناظر  | 

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان

قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. 

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. 

                                                                                                میر حسین موسوی

                                                                                                    10/4/88

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 10:6  توسط ناظر  | 

شورای نگهبان یا همان حامیان دولت نهم صحت انتخابات را تائید کردند... به گمان اینکه مردم هم مانند خودشون ....هستند.صندوق های دروغ را تائید کردند. دزدی‌هایشان را تائید کردند... تائید کردند که جوانان را به قتل رساند.. برای بقای خودشان و حکومت شان... کودتای خود را تائید کردند...وتائید کردند که کوچکترین ارزشی برای حقوق مردم قائل نیستند و تمام اعتقادات و باور ها را به لجن کشیدند و باز هم از مردم و از حضور مردم با یک برنامه که کودتا چیان در آن دست داشتند سوء استفاده کردند و آن‌ها را به بازی گرفتند...اما این بار ما بیداریم و حق خود و برادران و خواهران شهیدمان را خواهیم گرفت.
آدم دروغ گو همیشه کم حافظه است حداقل یه تا به رای های که نوشتید می زدید شایدم تمام برگ ها رو با اتو صاف کردید.


ما کشته ندادیم که سازش کنیم

صندوق دست خورده شمارش کنیم
 
 
پاینده ایران
 
منبع : وبلاگ بن بست
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:59  توسط ناظر  | 

 

توجه : لطفا برای آگاهی و دیده شدن عکس تصویر را برای شناسایی و مراقبت بین مردم پخش کنید .


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 14:8  توسط ناظر  | 

تصویر یکی از شهدای 25 خرداد که توسط یکی از پزشکان بیمارستان گرفته شده است؛ ببنید و قضاوت کنید؛ این جوان به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟

وااااای از روزی که برافتد پرده ها

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 15:25  توسط ناظر  | 

 

از ساعت 5 تا 7 امروز تمام ماشين ها چراغ هاي خود را روشن مي کنند تا هم اعتراضي در سکوت بکنند و هم براي ندا و ساير شهدا سوگواري کنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 15:47  توسط ناظر  | 

گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود

بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود

***

نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود

سیمین بهبهانی
۲۵ خرداد ۱٣٨٨

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 12:53  توسط ناظر  | 

 

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم
جنگل و شهر و ده و كوه و كمر
از نفس خويش شكوفان كنيم
دانه هر گـل كه تو پَرپَر كني
باز بكاريم و دو چندان كنيم
پاي بكوبيم و بر آريم دست
خنده زنان ترك سر و جان كنيم
حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم
روشن از ايمان به طلوعي غريب
چوبه اعدام چراغان كنيم
دل چو به پيمان خدا داده‌ايم
سر گرو حرمت پيمان كنيم
تا تو بداني كه چه ما مي‌كنيم
هر چه تو گفتي نكنيد آن كنيم
حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم
آتش پنهان درون را برون
از دل خاكستر ايران كنيم
شعله بگيريم از اين آتش و
مشعل تاريخ فروزان كنيم
حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم
باز بسازيم بنايي دگر
ساخته‌اي هر چه تو ويران كنيم
خواب و خيال خوشت آشفته‌ايم
بيش از اين نيز پريشان كنيم

مي‌شنوي، مي‌شنوي، مي‌شنوي
اين طپش طبل ماست
باش و ببين تا كه چه طوفان كنيم
حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:23  توسط ناظر  |